ملا محمد مومن كرمانى

57

صحيفة الارشاد ( تاريخ افشار كرمان - پايان كار صفويه ) ( فارسى )

« . . . يوسف خان وقتى نگاه كرد و اطراف خود بيش از دويست سيصد تن ملازمان نديد ، بالاخره به شرط امان جان ، از قلعه به زير آمد و در وقتى كه حضرت اعلى از راه يزد عازم اصفهان بودند - رسيده ، در بيرون شهر ، يوسف خان را با تيغ و كفن به درگاه و الا آورده استدعاى جان‌بخشى نمود ، چون يوسف خان شمشير در گردن آويخته آمده بود ، عفو شاهانه شامل او شده به جان امان يافت » « 1 » به قول آذر بيگدلى : از جفا او را بتى چون خود پشيمان مىكند * كافرى را كافرى ديگر مسلمان مىكند از مقتولين نامدار اين انقلابات كرمان ، يكى هم شاه ضياء الدين كرمانى است كه در دستگاه سلطان محمد خدابنده موقعيت ادارى مهمى نيز داشته ، و در اين سال‌ها به اشارهء يوسف خان افشار به قتل رسيده است . « 2 » رباعى ضياء الدين گوئى در حق همين ستمكاران افشار است : دل ، دوش كه ذكر تو ستمگر مىكرد * هركس ز غمت شكايتى سر مىكرد مىكوفت وفا به سينه از جور تو سنگ * عهد از ستم تو خاك بر سر مىكرد « 3 » من مطمئنم كه اگر وحشى بافقى هم زنده بود ، در اين حوادث سهمگين سرنوشتى بهتر از شاه ضياء الدين كرمانى نداشت . او ، با مدايحى كه دربارهء ولى خان و بيگتاش و عباس بيگ و ساير افشارها داشت ، كوچك‌ترين مجازاتش لابد بريدن زبانش بود - يا گوشش . خوشبختى او در اين بود كه هفت هشت سال قبل از اين حوادث ، به صورتى عاشقانه و باور نكردنى ،

--> ( 1 ) - عالم‌آراى عباسى ، ص 437 . ( 2 ) - تذكرهء حسينى ، ص 194 . احتمالا بايد از خاندان شاه نعمت الله ولى باشد . ( 3 ) - ستارگان كرمان ، بهزادى اندوهجردى ، ص 260 .